تابعیت رضا پهلوی چیست؟ ایرانی یا آمریکایی؟ |چند پرسش حقوقی درباره یک چهره تبعیدی

رویداد ۲۴| رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران، سالهاست یکی از چهرههای ثابت اپوزیسیون خارج از کشور است؛ چهرهای که همواره پرسشهایی درباره جایگاه حقوقی، تابعیت و نسبت او با دولتهای خارجی مطرح شده است. پرسشهایی در ظاهر ساده که پیامدهای جدی برای مشروعیت، پایگاه اجتماعی و حتی نگاه منتقدان و هواداران او دارند.
زندگی در آمریکا؛ اقامت بدون تابعیت به کمک دولت موناکو!
رضا پهلوی از دههها پیش در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند و مرکز فعالیتهای رسانهای و سیاسیاش نیز در همین کشور است. با این حال، برخلاف برخی گمانهزنیها، تا امروز هیچ منبع معتبر یا سند رسمیای تأیید نکرده که او تابعیت آمریکایی داشته باشد. منابع شناختهشده تنها به اقامت طولانیمدت او در آمریکا اشاره میکنند، نه شهروندی.
بر اساس اطلاعات موجود، محتملترین فرض آن است که رضا پهلوی دارای اقامت دائم آمریکا (گرینکارت) باشد؛ وضعیتی که به او اجازه زندگی و کار در آمریکا را میدهد، اما او را از حقوقی مانند رأیدادن، نامزدی در انتخابات یا داشتن پاسپورت آمریکایی محروم میکند. از منظر حقوقی، دارنده گرینکارت همچنان تبعه خارجی محسوب میشود.
گروه هکری عدالت علی در سالهای اخیر با انتشار تصویری که مدعی بود تصویر پاسپورت رضا پهلوی است نوشت که «ما به کسی که حتی در پاسپورت خود و بستگانش، ایران به عنوان ملیت درج نشده، وکالت نمیدهیم!». در تصویر منتشر شده مشخص شد این پاسپورت با کمک دولت موناکو صادر شده است. همان زمان بسیاری از کاربران انگلیسی زبان از این مساله ابراز تعجب کرده و قید کردند سفرهای خارجی رضا پهلوی و همسرش با این پاسپورت ابهامات حقوقی زیادی دارد.

فعالیت سیاسی یک تبعه خارجی
قوانین آمریکا به اتباع خارجی اجازه میدهد در حوزههای رسانهای، فکری و حتی لابیگری غیررسمی فعالیت کنند، اما آنها حق مشارکت مستقیم در سیاست داخلی آمریکا یا استفاده از امکانات دولتی برای پیشبرد پروژههای سیاسی خارجی را ندارند. در این چارچوب، فعالیتهای رضا پهلوی ـ از سخنرانیها تا دیدار با سیاستمداران غربی ـ قانونی، اما غیررسمی تلقی میشود. او نه مقام دولتی دارد، نه نماینده رسمی هیچ کشوری است و نه از منظر حقوق بینالملل، جایگاه دیپلماتیک دارد. به بیان ساده، رضا پهلوی یک فعال سیاسی ایرانیِ مقیم خارج از کشور است، نه چیزی فراتر از آن.
برخی منابع میگویند که پیش از این در گفت و گویی با شهرام همایون تاکید کرده که تابعیت آمریکایی ندارد. در گفت و گوی اخیرش نیز اعلام آمادگی کرد که پادشاه پروازی باشد کما این که پیش از این نیز اظهار کرده بود که حاضر نیست زندگی اش در آمریکا را رها کند.
اگر تابعیت آمریکا داشت چه میشد؟
فرضِ داشتن تابعیت آمریکایی ـ که تاکنون تأیید نشده ـ پیامدهای مهمتری به همراه داشت. در آن صورت، رضا پهلوی از منظر حقوق بینالملل، شهروند یک کشور خارجی محسوب میشد که درباره آینده سیاسی ایران سخن میگوید.
در فضای مجازی، گمانهزنیهایی درباره استفاده رضا پهلوی از پاسپورت کشورهای ثالث یا حتی بیتابعیتی مطرح شده است. با این حال، بیتابعیتی کامل پدیدهای نادر است و هیچ سند معتبری این ادعاها را تأیید نمیکند. آنچه روشن است، نبود شفافیت رسمی درباره وضعیت دقیق تابعیتی او است؛ ابهامی که خود به بخشی از مسئله سیاسی تبدیل شده است.
این وضعیت حقوقی، تأثیر مستقیمی بر نگاه جریانهای مختلف اپوزیسیون دارد. سلطنتطلبانِ حامی رضا پهلوی معمولاً این موضوع را بیاهمیت میدانند و تأکید میکنند که «رهبری سیاسی» الزاماً به تابعیت گره نخورده است. از نظر آنها، اقامت در آمریکا یک ضرورت تبعید تاریخی است، نه نشانه وابستگی.
در مقابل، مخالفان رضا پهلوی ـ چه در میان جمهوریخواهان، چه نیروهای چپ و حتی بخشی از اصلاحطلبان منتقد ـ همین ابهام تابعیتی را نشانهای از گسست او از واقعیت جامعه ایران میدانند. آنها استدلال میکنند که سیاستورزی از خارج، آن هم بدون شفافیت حقوقی، بیش از آنکه به بسیج اجتماعی منجر شود، به بیاعتمادی دامن میزند.
در نهایت، مسئله تابعیت رضا پهلوی نه یک بحث صرفاً حقوقی، بلکه بخشی از مناقشه بزرگتر درباره مشروعیت، نمایندگی و فاصله اپوزیسیون با جامعه داخل ایران است؛ مناقشهای که به نظر میرسد تا زمانی که شفافیت جای ابهام را نگیرد، همچنان ادامه خواهد داشت.





۷۰ درصد مقامات فعلی ایران ایرانی نیستند!
یا عربن یا بچه ی عربان که تو اروپا بدنیا اومدن.
بیچاره ایران بیچاره ایران.